تبليغاتX
::. عاشق تنهایی .::

عاشق تنهایی

: درباره وبلاگ

 

1پسر تنها 30/10
چي بگم كه خيلي تنهام
مي دوني ياري ندارم
چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم ديگه دلداري ندارم
هيچ كسي پا نميزاره
به سرابچه ي خيالم
هيچ كسي نداد جواب سوال بي جوابم
هر كي اومد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت
دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت
گله و گلايه اي نيست
بي وفايي رسم عشقه
عاشقا تنها ميمونن
بيمرامي مرام عشقه


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: خاطرات ديرين

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

 

: ياران

 

جكهاي زيبا
یاشاسین اذربایجان
قلب تنهای من
بهترین لحظه ها
ماه مهربون
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

persiaman.blogfa.comجاوا

 
 

رفتي خونم شده ويرون
ذلم از بي كسي خونه
نمي تونه كه بخونه
حرفاي نگفته مونده
اما دل بايد بدونه
اون كه رفته ديگه رفته
نمي خواد ديگه بمونه
نمي خوام كه باز بيايي
اون چشات رو من ببينم
خاطرات باز جون بگيرن
باز دوباره من بميرم
نمي خوام كه باز بيايي
توي تاريكيم  بسوزي
آخه حيف تو عزيزم
كه با من با من بموني
عزيزم سرت سلامت
هر جا رفتي هر جا هستي
برو كه دنيا دو روزه
قلب تو هيچ وقت نسوزه
نازنين اينو نگفتم
كه تورو گريون ببينم
الهي واست بميرم
اشكت رو هيچ وقت نبينم
عزيزم اينو مي خونم
كه دلم آروم بگيره
آخه طفلكي مي سوزه
طفلكي بي تو مي سوزه
نگو قسمتم همينم بود
نگو سرنوشت نوشته
سهم من از عشق همين بود
سهم من از تو همين بود
عزيزم غمت نباشه
برو كه روبرو نوره
برو كه من تنها ميشينم
واسه ي عشقت ميميرم

| +| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 توسط علیرضا  |   |  ارسال به دوست
 

از عشق زير بارون گريه كردم اشكام رو نبيني
نمي دوني  چقدر زيبا و دل فريبي
اشكاي من  هديه به تو
مثل فرشته هاي خدا مي موني
تو پاكي و عاشقي و مهربوني
اشكام دونه دونه
ريختن روي گونه هات فكر كردي بارونه
بي تو ميميرم ميميرم
بي تو من آروم نمي گيرم

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 توسط علیرضا  |   |  ارسال به دوست
 

هرگز نشد بياي پيشم بگيري دستاي منو
بدوني من عاشقتم گوش كني حرفاي منو
تو بي وفا بودي ولي اون كه برات ميمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اينه كلام آخرم
من كه نتونستم تو رو يه لحظه تنها بزارم
تو سردي خاطره هام بگم كه دوستت ندارم
دلم ميخواد همين يه بار اشكام رو پنهوم نكنم
باور كني تو رو مي خوام حرمت رو زندوني كنم
 بيام به شهر خاطرات
غرق بشم توي نگات
ديوونه وار فدات بشم بميرم من واسه چشات
اما هنوز حوصلمو ميره و دست من جداست
ترانه ي سكوت من تو بغض آخرم رهاست
كاش كي ميشد فقط 1بار بيا بگي دوستت دارم
تو چشم من نگاه كني بگي كه عاشقت منم
      

| +| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 توسط علیرضا  |   |  ارسال به دوست
 

دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم

بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیوونتم

رعد و برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز

دستای کی رو گرفتی زیر بارونای پاییز؟

می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره

ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره

خزون هم داره میره نمونده برگی رو درختا

من هنوز منتظرم توی کوچه تک و تنها

دیگه بارون نمی باره توی کوچه پر برفه

به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته

می خوام اینجا با تو باشم توی باد و برف و بارون

اگه نیای با خاطراتت سر میزارم به بیابون

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 توسط علیرضا  |   |  ارسال به دوست
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

center"> نفر

افراد آنلاين: نفر

JavaScript Codes